آره من یه روانیم

من یه دمپایی دارم که وقتی باهاش راه میرم توو گوش ِ دنیا صدای نعره های تیمارستان

میپیچه ... من یه روانیم که نوک  انگشتاش خون مرده میشن و دیوارای اتاقش سوراخ

من صبح های زود از خواب میپرم و یه کلکسیون از تمام کابوسای دنیا رو دارم

من کم میخوابم ... ولی کم زندگی میکنم

من نباید عاشق تو باشم ولی هستم

من قزل آلا نیستم اما موافق جهت رودخونه بودن من و میکشه

من یه کرمم که عاشق سیب خوردنه ولی سیب خوردن کار کرمهای خاکی نیست

تو ام اگه دلت تنگ نشد برام بیا سراغم

وقتی که دلم نمیخواد دوستم داشته باشی دوستم داشته باش

وقتی که خوابم بیدارم کن

وقتی که کر ام برام حرف بزن ...وقتی که کورم بیا و دور ام بچرخ

با من از رو اون کتاب ِ  قانون ِ لعنتی زندگی و آدماش رفتار نکن.. من و با این همه عقل و

منطق و فهم و شعور شبیه  چیزی که دلت میخواد باشم نکن

من گوشم پره از نمیخوام و نه و نمیتونم و دوست ندارمای تو

این عادت نیست اگه من عاشقتم..این هوا نیست ... این آب نیست که من و زنده نگه

داشته... این تویی که برام سخت ترین اتفاقی و من روانی ِ همینم..

من دوستت دارم فقط بخاطر اینکه اجازه شو ندارم...

میخوام همیشه بهم بگی خوابای خوب ببینی و منم بگم آره..خواب ِ تورو.. آره ...خواب تورو

/ 0 نظر / 7 بازدید